معرفی کتاب بهبود مستمر(کایزن)

کتاب کایزن

معرفی کتاب بهبود مستمر(کایزن)، روشی برای کسب موفقیت

نام كتاب: بهبود مستمر (کایزن) روشی برای کسب موفقیت

گردآوری و تألیف: مهندس ناصر طاعتي، مهندس بهرام خان مختاری

ناشر: انتشارات مرکز آموزش و تحقیقات صنعتی ایران

نوبت چاپ: اول- آبان ماه 1394

حروف‌چینی و صفحه‌آرائی: علی کریمی ، زینب طاعتی

چاپ و صحافي: مرکز آموزش‌های مدیریت صنعتی

شابک:

شمارگان:1000 نسخه

فهرست

فصل اول : تاریخچه کایزن

  1. تاریخچه کایزن
  2. چه کسی کیفیت را به ژاپنی ها شناساند؟
  3. تاريخچه حلقه‌های كنترل كيفيت در ژاپن و کشورهای غربي
  4. نقش كنترل كيفيت در كايزن
  5. فلسفه و ذهنیت مفاهیم كايزني

فصل دوم : معرفی کایزن

  1. معرفی کایزن
  2. مفاهیم اصولی کایزن
  3. مديريت روندگرا در مقابل مديريت نتيجه گرا
  4. كايزن در برابر نوآوري
  5. بهبود چيست؟
  6. چتر کایزن
  7. اصول 20 گانه مديريت در كايزن
  8. مراحل اجرای کایزن

فصل سوم : گمبا ، محل واقعی انجام کار

  1. گمبا، محل واقعی انجام کار
  2. خانه گمبا
  3. قوانین طلایی مدیریت گمبا
  4. به گمبا بروید
  5. فصل چهارم : سیستمهای استقرار کایزن
  6. سیستمهای های استقرار کایزن
  7. نظام آراستگی محیط کار(5S)
  8. فلسفه 5S چيست؟
  9. اهمیت 5S
  10. حذف اتلاف‌ها
  11. نظام پیشنهادات (KSS)
  12. مدیریت دیداری
  13. حلقه‌های کنترل کیفی (QCC)
  14. کنترل کیفیت جامع (TQC)
  15. نگهداری و تعمیرات بهره‌ور فراگیر (TPM)
  16. تولید به هنگام (Jit)
  17. تولید ناب با لحاظ کردن بهبود مستمر

فصل پنجم : و همچنان بهبود مستمر ادامه دارد

  1. شناخت مشتریان
  2. مشتريان وفادار و رابطه‌ی آن با رضايتمندي
  3. رهنمودها و تجربه‌ها
  4. چند مثال از کایزن

پیوستها و منابع

  1. چک لیست سوا لات مربوط به کایزن در یک شرکت تولیدی
  2. منابع

مقدمه:

آنچه دوره‌های قبل برای شرکت‌کنندگان دوره‌های آموزشی کیفیت مطرح می‌کرده‌ایم و برای شما هم تأکید می نمائیم این موضوع هست که ما باید برای هدف‌گذاری خودمان و فعالیت‌هایمان به چند موضوع همزمان بیندیشیم:

الف: باید سعی کنیم هدف را با وسیله اشتباه نگیریم. مثال: پول و پول‌دار شدن یک وسیله برای خوشبختی و زندگی خوب می‌تواند باشد و یا ازدواج را هدف بگیریم، درصورتی‌که ازدواج وسیله‌ای است برای خوشبختی روحی و روانی.

همچنین آقای راسل اکاف (یکی از بزرگان مدیریت در قرن اخیر و پایه گذار و پدر تفکر سیستمی) بیان می‌کند که: خیلی از بیانیه‌های مأموریت سازمان‌ها بی‌معنی هستند، آن‌ها نیازهایشان را باهدف‌هایشان، اشتباه می‌کنند. سازمانی که در مأموریت خود می‌نویسد: کسب سود برای سهامداران، مانند کسی است که مأموریت زندگی خود را جذب اکسیژن کافی برای تنفس اعلام کند.

اگر این جابجایی‌ها را دقت نکنیم، بعد از سی چهل سال تازه متوجه می‌شویم که راه را اشتباه رفته‌ایم. این در فرهنگ‌های بین مردم وجود دارد که وسیله و هدف را مخلوط کرده و اشتباه می‌گیرند.

ب: وقتی موضوع‌ها مهم هستند ما هدف‌های کوتاه‌مدت می‌خواهیم بین دو روز تا دو ماه، هدف‌های میان‌مدت می‌خواهیم بین دو ماه تا دو سال، هدف‌های بلندمدت می‌خواهیم بین دو سال تا هفت سال، هر موضوع مهمی نمی‌تواند هدف کوتاه‌مدتی باشد، یا فقط هدف بلندمدتی داشته باشد و عدم انجام این کار یعنی فریبکاری ذهن. من باید مشخص کنم برنامه‌های من برای رسیدن به اهدافم چه مراحلی را باید بگذراند و این سیکل چرخشی زمانی باید وجود داشته باشد.

پنج موردی که باید بر اساس آن‌ها برای زندگی خودمان هدف داشته باشیم عبارت‌اند از:

1_ سلامت فیزیکی و روحی (برای داشتن عقل سالم نیاز به بدن سالم است).

2_ علم و آگاهی (ما باید بدانیم که هزاران نفر با میلیون‌ها سال تجربه کرده‌اند و راه‌ها را رفته‌اند و به نتیجه رسیده‌اند و ما باید از آن تجارب استفاده کنیم. اکنون دنیا، دنیای تجربه کردن نیست ولی اگر تجربه به معنای تمرین کردن باشد خوب است. مثال خواندن کتاب را وقت نداریم، فایل صوتی آن را تهیه‌کرده و از آن بهره می‌گیریم).

3_شغل، کار و درآمد (در دنیای امروزی کار مال‌ خر نیست وبی کاری مال خره و باید برای آن برنامه داشت).

میلیون‌ها نفر ویولن می‌زنند، میلیون‌ها نفر بسکتبال بازی می‌کنند ولی این فعالیت برای خودشان خوب است و نمی‌توانند آن را در بازار ارائه بدهند.

4_ روابط اجتماعی تا خصوصی‌ترین روابطی که دو انسان می‌توانند داشته باشند.

5_ تفریح، سرگرمی و خوش‌گذرانی (اگر کسی در این دنیا نخواهد که بخندد، باید بداند که عملاً مرده است).

گذشته، درگذشته و از گذشته باید آموخت، نه اینکه به آن آویخت. از گذشته باید بیاموزیم و به فکر آینده باشیم تا بتوانیم خوب زندگی کنیم. نکته جالبی که باید بدانیم و به آن عمل کنیم این است که اخذ نتایج متعالی، مستلزم استمرار و تداوم کار و فعالیت است. به دانشجویان گفته‌ایم که اگر دلتان می‌خواهد در سن 45 سالگی در دانشگاه هاروارد، جزء استادهای مطرح باشید، از همین حالا که 18 سال سن دارید، به مدت 27 سال، به‌طور مستمر روزانه 4 ساعت (فقط چهار ساعت) راجع به مطلبی که موردعلاقه‌تان هست بخوانید و بدانید، مطمئن باشید خودشان می‌آیند دنبالتان و شمارا می‌برند.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *